قادر فاضلى
50
نم يم ( خلاصه قرآن در اسلام ) ( به ضميمه رسائلى در قرآن : شعرانى ، طباطبائى ، آملى ) ( فارسى )
در زمين و آسمان و ارض نيز * من نگنجم اين يقين دان اى عزيز در دل مومن بگنجم اى عجب * گر مرا جويى در آن دلها طلب مثنوى مولوى و چون يك قلب بيشتر ندارد كه : ما جَعَلَ اللّهُ لِرَجُلٍ مِن قَلبَينِ فى جَوفِهِ « 1 » خدا در يك مرد دو قلب قرار نداده است . لذا راضى نمىشود كه غير خدا را در قلب خود جاى دهد چون كه : دل سراى توست پاكش دارم از آلودگى * كاندرين ويرانه مهمانى ندانم كيستى هر دل سوزان هزاران راه دارد سوى تو * اين همه ره را تو پايانى ندانم كيستى و نياز هم ندارد كه غيرخدا را جاى دهد زيرا كه ياد خدا بلبل جان او را مست مىكند و از همه چيز بى نياز مىگرداند كه : اى بلبل جان مست ز ياد تو مرا * وى مايهء غم پست ز ياد تو مرا لذات جهان را همه يك سو فكنم * حالى كه دهد دست زياد تو مرا الا بِذِكْرِاللّهِ تَطمَئِنُّ القُلُوبُ « 2 » . اى مقيمان درت را عالمى در هر دمى * رهروان راه عشقت هر دمى در عالمى و همين قلب است كه او را بر بسيارى از ما خلق الله تفضيل داده است . وَ لَقَدْ كَرَّمنا بَنى آدَمَ وَ حَمَلْنا هُم فى البَرِّ وَالْبَحْرِ وَ رَزَقناهُم مِنَ الطَّيِّباتِ وَ فَضَّلناهُم عَلى كَثيرٍ مِمَّنْ خَلَقنا تَفضيلًا « 3 » . و به تحقيق كه ما اولاد آدم را تكريم كرديم و آنها را در صحرا و دريا حمل كرديم و از چيزهاى پاك به آنها روزى داديم و آنها را بر كثيرى از آنچه كه خلق
--> ( 1 ) - احزاب 4 ( 2 ) - رعد 28 ( 3 ) - اسرا 70